تبلیغات
ضدصهیونیسم - چک برگشتی
Loder

خوش آمدید
لطفا تا بارگزاری کامل سایت کمی صبر کنید
 







ایام شهادت بی بی دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد



post-icon

چک برگشتی

line
Translate to English Translated into Arabic Translate to Chinese Translate to German Translate to Hindi Translate to Italian Translate to Japanese Translate to Korean Translate to Russian Translate to Spanish Turkish translation Translation by Google


نقد مجموعه تلویزیونی چک برگشتی


بعد از پذیرفتن قطعنامه ی پانصد و نود و هشت سازمان ملل از طرف ایران و عراق و خاتمه ی جنگ، شرایط اقتصادی تغییر غیرقابل پیش بینی داشت. قیمت دلار آزاد به شدت پایین آمد و طبیعتاً بسیاری از تجار و کسبه دچار زیان شدند. ضرری که منجر به ورشکستگی می شد و برای برخی از این ورشکسته ها به تاوان سکته های قلبی، فیصله پیدا می کرد. همین دستمایه ی ساخت سریالی شد به نام آقای دلار. سریالی فانتزی با بازی مرحوم اسماعیل داورفر و دانیال حکیمی جوان. در زمان پخش سرو صدای زیادی به پا کرد و با استقبال خوبی از طرف تماشاچی های تلویزیونی مواجه شد. اما امروز شاید خیلی ها که در زمان پخش آن را دیده اند و حتی با اشتیاق و وسواس داستان آن را دنبال می کرده اند، حالا آن را به خاطر نیاورند. جمله ی معروفی از طرف کارشناسان و معلمین سینما هست که آنچه در تاریخ می ماند نگاتیو است. برای بسیاری از مخاطبین سینما و تلویزیون تمایز و تفکیک فیلم برداری سینمایی و تصویربرداری ویدئو و دیجیتال شاید ممکن و حتی بااهمیت نباشد. اما از نظر حافظه ی بصری مخاطب و همچنین مفاهیم تصویری و زیبایی شناسی یک اثر تفاوت شیوه ی فیلم برداری یا تصویربرداری حتماً لحاظ می شود . برای مخاطبی که به مفهوم فنی و تکنیکی شیوه های فیلم برداری اشراف ندارد نیز تأثیر در ناخودآگاه و طبیعتاً حافظه ی بلندمدت، موثر خواهد بود.

البته نمونه هایی از مجموعه های تلویزیونی هستند که با وجود تصویربرداری ویدئویی هنوز در ذهن مخاطبتان قابل یادآوری هستند مثل مجموعه ی آینه، پاورچین و ...

پرداختن به موضوعاتی که تاریخ مصرف دارند شاید در همزمانی رویداد مورد بررسی، پرمخاطب شوند ولی با گذشت زمان، به فراموشی سپرده خواهند شد.

در مورد چک برگشتی هم این موضوع صدق می کند. در مجموعه ی چک برگشتی تلفیق دو موضوع جاری اجتماعی، بستر و دستمایه ی شکل گیری داستان قرار می گیرد: انتخابات مجلس و مهریه ای که دیگر فقط به میزان سکّه ی طلا مورد پذیرش دو طرف قرار می گیرد. اما آنچه بزرگ تر از دو موضوع ذکر شده، نشان داده می شود تغییر غیرقابل پیش بینی قیمت سکّه است. تغییری که در مدت کوتاهی بسیاری از فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری های کوچک و کلان را تحت تأثیر خود قرار داده است. تیتراژ فیلم با همین مسئله شروع می شود. سکه هایی که از زمینه نمایان می شوند، می چرخند، روی زمینه آرام می گیرند، از تصویر دور می شوند و جای خود را به سکّه ی دیگری می دهند. قاعدتاً تیتراژ، باید به نوعی چکیده ی داستان یا محوریت موضوعی داستان باشد.

چک برگشتی

 سرانجام تب و تاب نوسانات قیمت سکّه فرو می نشیند و شاید مثلاً 5 یا 10 سال بعد خاطره ی کوچکی از آن بماند و در تندباد حوادث بعدی که از راه می رسد، بعدها، خیلی جدی گرفته نشود و همین خطری است که برای به خاطر ماندن، مجموعه چک برگشتی را تهدید می کند.

در سالی که مجموعه های طنز نوروزی چنگی به دل نمی زند و این را از حرف های مردم می شد فهمید، چک برگشتی مجموعه ای قابل قبول بود. پیش از این هم از سروش صحت نمونه هایی از فیلم نامه های سینمایی و تلویزیونی را شاهد بودیم. ولی باید پذیرفت که چک برگشتی که با همکاری ایمان صفایی نوشته شده، پختگی و قوام بیشتری نسبت به کارهای قبلی دارد. داستانی که با بحران و گره ضدقهرمان زوج کمدی آغاز می شود و لطیف (با بازی امیر جعفری) و کم کم نقشی که انتظار می رود نقش فرعی داستان باشد، جایگاه خود را پیدا می کند و قهرمان قصه می شود (دکتر کریم مشرفی با بازی هدایت هاشمی) البته در داستان چک برگشتی، الگوی تلاش برای رسیدن اتو پیایی اجتماعی و فردی برای همه ی اشخاص بازی در نظر گرفته می شود.

 در سالی که سریال های نوروزی در حد انتظار نبوده و در بسیاری موارد استانداردهای اولیه را هم نداشته است برخلاف پیش بینی به کاری که استاندارد باشد، جفا می شود و درست دیده نخواهد شد. با این وجود موقعیت چک برگشتی بیشتر مرهون متن و بازی هاست. در کارگردانی سیروس مقدم ویژگی خاصی دیده نمی شود. اصرار مقدم بر تصویربرداری تعلیقی روی دست و نورپردازی های اکسپرسیونیستی در هر کاری وجود دارد. فرم انتخاب شده برای ساخت فیلم از محتوای اثر تبعیت نمی کند. سیروس مقدم چه در آثاری که جنبه ی اجتماعی داشته باشد چه در آثاری که پیش زمینه و نتیجه گیری های مذهبی داشته باشد و حتی در  نمونه هایی از طنز همین شیوه ی دکوپاژ و نورپردازی را انتخاب می کند. شاید بعد از مدتی برای تماشاچی تلویزیون تکرار چنین تصاویری عادی و قابل قبول شود، اما باید پذیرفت فرم در نظر گرفته شده از طرف کارگردان منطبق و هماهنگ با محتوای داستانی اثر نیست. با این وجود ایجاد هماهنگی مناسب بین اعضای گروه هایی که سیروس مقدم در آن ها حضور دارد ویژگی است که همیشه می توان شاهد آن بود.

بازی هدایت هاشمی در نقش دکتر کریم مشرفی یکی از بهترین بازی های این چندسال اخیر تلویزیون است

از نکات قابل بررسی متن نمایشی در چک برگشتی، شخصیت پردازی درست افراد داستان است. در کارهای طنز و کمدی حتی در نمونه های پیشروی سینمای کمدی جهان کمتر شخصیت پردازی به مفهوم دراماتیک صورت می گیرد و معمولاً شخصیت پردازی در حد تیپ سازی می ماند، ولی نوع شخصیت پردازی در چک برگشتی بدون توضیحاتی که در دیالوگ ها داده شود، صورت می گیرد. با این که برش کوتاهی از زندگی افراد را می بینیم اما با نشانه های درستی، ویژگی های اخلاقی و روانشناختی هر کدام، مشخص می شود. این ویژگی دراماتیک با وجود ریشه هایی که در اصل متن نمایشی دارد در بازخوانی شخصیت ها به وسیله ی بازیگران منتقل می شود. شعور و درک بازیگر از شخصیتی که بازی می کند فراتر از هدایت کارگردان است. این قرائت درست شخصیت در بازی هدایت هاشمی دیده می شود. اگر کسی هدایت هاشمی را نشناسد، در ابتدا تصور می کند که بازیگر انتخاب شده، نابازیگری است که فضای استاد دانشگاهی که علاقه به کار سیاسی را داشته درک کرده و حالا جلوی دوربین این سریال رفته است.

چک برگشتی

بازی هدایت هاشمی در نقش دکتر کریم مشرفی یکی از بهترین بازی های این چند سال اخیر تلویزیون است. زوج کمدی هاشمی و جعفری طوری در کنار هم قرار گرفتند که امیر جعفری به عنوان چهره ی شناخته شده تر می توانست بازی طرف مقابلش را کمرنگ یا محو کند. شاید نمره ای که به هدایت هاشمی در این مجموعه داده می شود ، بالاتر از امیر جعفری باشد ولی این نمود بازی هدایت هاشمی هم مرهون داد و ستد بازی جعفری است.

امیر جعفری در اصطلاح بازی خوری نکرده است و این کمک و اجازه را داده که بازی هدایت هاشمی به عنوان یکی از ماندگارترین نقش های مجموعه های تلویزیونی این چند سال خود را نشان دهد. این همراهی درست زوج هنری و این که معلوم نمی شود چه در بازی و چه در داستان کدام پررنگ تر بوده اند در نمای پایانی فیلم هم دیده می شود جایی که بعد از ضیافت شام خانه ی دکتر، لطیف و دکتر مشرفی مچ می اندازند. اما معلوم نمی شود که برنده این مبارزه کیست تنها چیزی که از این رقابت می ماند، شادی است که برای تماشاچی ها می ماند.

 

مجتبی شاعری

بخش سینما و تلویزیون تبیان


Share
facebook twitter myspace digg delicious bebo linkedin technorati

line2

Specifications

توسط reza mammut در جمعه 18 فروردین 1391 :: نظرات ,






خط خطی ها